شراب

شراب چند سالِ است

نامت!؟

به زبان که می‌آورم

مست می‌شوم!
/ 7 نظر / 24 بازدید
sara

بگــــذار رویاهایم همین که هســــت بمـــــاند ، همیـــن قـدر خاص ، همیـــن قدر خواستنــی ، همیـــن قــــدر پُرِ احساسِ عاشقـــیِ دوطــــرفه ، من از ســردی واقعــــی حضـــــورت می ترســــــم ، میمیـــــرم ، میان همین رویا بمـــــــــان ، همه قــرارهایم با تــورا فسخ می کنم امــا همان که در من نشستـــه ای ، ساختـــه ای ، بمـــان ؛ شاید بــــرای اینکه همیشه با تـــو باشم ، برای عـــاشق بودنم ، مــاندنم ، بایـــــد همیشه تـــــــــورا نداشتــــه باشم ، با مــن در مـــن امــــا نه در کنــار مـــــــن و من به دیـــداری می اندیشـــــم که هرگـــز اتفاق نمـــی افتـــــــــد

sara

دوستی زاییده کوچه وباران است... دوستی میخندد،گریه میکند،راه رفتن یادمیگیرد،حرف میزند.. بزرگ میشود.. تاباردیگرکوچه وبارانی

sara

من با تو فهمیدم تو زندگی یه چیزایی رو نباید بگی ... وقتی زیاد گفتم دوستت دارم تبدیل شدم به روزمرگی...[تایید]

خیلی قشنگ بود[دست]

فاطمه

ایشاا... خدا همه ی جووونا رو از بیراهه نجات بده[نیشخند][نیشخند]

یه دوست قدیمی

گاهی نباید به کسی که دوسش داری اقرار کنی... مگه نه؟

mehrnosh

merc azizam postat kheyli ghashangan moafagh bashi