گورستان غم ها

خداوند هیچ دری را نمیبندد مگر اینکه در دیگری را باز کند

یه خاطره


یه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم،


یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود خیلی تازه کاره!


همینجوری که سرنگو گرفته بود توی دستش،لرزون لرزون اومد

سمت من و گفت:


"بسم الله الرحمن الرحیــــم"


منم که کپ کرده بودم از ترسم گفتم:


"اشهد ان لا اله الا الله"!


هیچی دیگه...


انقدر خندید که نتونست آمپولو بزنه

و خدارو شکر یکی دیگه اومد زد ..!


[ شنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ] [ mahdi ]

[ نظرات () ]

درباره من
mahdi
اهل مشهد هستم ﺍﯾﻨﻢ ﺑﯿﻮﮔﺮﺍﻓﯽ ﺑﻨﺪﻩ : . . . . . . . . ﺗﻮ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪﻡ ... ... ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ... ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﺩﺍﺭﻡ ... ﺗﻮ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ... ﺑﺎ ﺭﻓﯿﻘﺎﻡ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻡ ... ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻥ ﻋﻼﻗﻪ ﺩﺍﺭﻡ ... ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ... ﺑﻌﻀﯽ ﺷﺒﺎ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ... ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﻧﻤﺮﺩﻡ و اما حرف آخر.... (پسرا یه اصل مهم تو زندگیشون دارن : اگه دستت به چیزی نمیرسه ، پات حتما بهش میرسه !) * * * * * * * خسته ام … مانند دختری که تازه پارک دوبل کرده ! * * * * * * * اینایى که به یکى دست میدن…به یکی پا میدن…به یکی دل.. اینارو اذیت نکنید اینا کارت اهداء عضو دارن ! * * * * * * * * * * * * * * بعضیارو اگه با پودر 24آنزیم هم بشوری بازم لکه ننگشون از زندگیت و گذشتت پاک نمیشه ! * * * * * * * دوست من : مرد بودن به گریه نکردن نیست ، به گریه ننداختنه * * * * * * *
نویسندگان
برگه ها
برچسب ها
ابزارک های وبلاگ
RSS

نایت نما